خرید بک لینک

درباره سایت

مردی که خودش نبود

آخرین مطالب

امکانات وب

نولوب منه یاشلی گوز باخیسان

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: سه شنبه 4 بهمن 1401 ساعت: 21:43

یک چیزی هست به اسم اوردر (order) ترس! سفارشی که باعث ترس و دودلی فروشنده ها یا خریدار ها میشه و پس از تاثیرگذاری، لغو میشه. حجم پول واقعی رو اونجا میشه دید.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 22:20

خاطره ها چون خاطره اند دردناکن، کاش روزی باز تکرار بشن.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 13 ارديبهشت 1399 ساعت: 22:20

این پست را روزی هزار بار میخوانم. فکر می کنم. زخم های کهنه ام را یکی یکی میکاوم. بعد دنبال راهی میگردم برای آرامش. هر چند برای مدتی کوتاه.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: يکشنبه 3 فروردين 1399 ساعت: 7:16

کاش یکی باشه که از من بپرسه حالت چطوره و من بدون هیچ خجالتی بگم، این روزها آرامش ندارم.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: يکشنبه 3 فروردين 1399 ساعت: 7:16

با اینکه هفته ای حداقل 6 -7 تا فیلم می بینم، اما مدتی می شد که فیلمی به خوبی parasite ندیده بودم.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: يکشنبه 3 فروردين 1399 ساعت: 7:16

خط مقدم مبارزه با کرونا. شهدای سلامت . مانور پیشگیری . طرح ضربتی. سرکوب ویروس ...

- از این ادبیات حالم بهم میخوره.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: يکشنبه 3 فروردين 1399 ساعت: 7:16

حقیقتا حق من این نیست که این همه آدم ..س خل دور من جمع شده باشن.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: يکشنبه 3 فروردين 1399 ساعت: 7:16

در این سالها یک چیز را خوب یاد گرفته ام. فردایی که انتظارش را دارم، هرگز نخواهد آمد. تنها خواهد گذشت.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 18:56

هجوم اخبار منفی این روزها خیلی بیشتر از توان من هست. وضعیت فعلی من stack overflow .

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 18:56

دیروز رشت بودم. و همه اش احساس می کردم یعنی ممکنه خانم نیاکانی ، الهام یا قاسم رو ببینم ؟ یک شنبه میرم تهران و دارم باز با خودم رویا پردازی می کنم کاش خانم دماغ عملی، خورشید خانوم، محمد، خانوم آواز خوان، میترا رو میدیدم! یک عمر زمان لازمه تا بعضی از آدمها رو بشه شناخت و صحبت کردن با بعضی هاشون چقدر لذت بخشه و جزو زمانهایی هست که آدم از پیله خودش بیرون میاد.

روزی روزگاری ... آرشیو این وبلاگ لعنتی!

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 18:56

دستگیره پنجره رو سفت چسبیده بودم، باد میزد به صورتم. نمی دونستم من پنجره رو نگه داشتم یا اون منو، تا اینکه رهاش کردم...

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 18:56

ما ترک ها یک ضرب المثل به غایت بی ادبانه ای داریم که خوشبختانه در بسیاری از امورات به بهترین نحوه حق مطلب رو ادا می کنه : "فقط پشت گوشمون مونده !"

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 18:56

هیچی بدتر از کار کردن تا این وقت شب نیست. چون دوران مزخرف 8 ، 9 سال پیش رو یادم میاره... همیشه دلم می خواد برگردم به اون سالها، دوباره زندگی کنم.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: دوشنبه 14 بهمن 1398 ساعت: 18:56

نمی دونم چی بگم . فقط یک چیزی مدام توی ذهنم تکرار می کنه : بیچاره مادرش.

برچسب: نویسنده: لیلا شاکری تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 22:04

صفحه بندی